X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

Morgan le Fay

پنج‌شنبه 6 اردیبهشت 1397 ساعت 04:45

مراتب اعجاب انگیزِ تبعیضِ احساسی در خانه...بعد ها در اجتماع! و در خانواده ی آینده

نصفه شب بود بیدار شدم رفتم تو آشپزخونه یه چیزی بخورم که اولین چیزی که چشمم بهش خورد پفک گوین بود.چی فک کردی؟دیگه اونقدرام برام مهم نیست.بازش کردم و نشستم کف آشپزخونه نصفشو خوردم و صداشون اومد.فهمیدم بیدارن.آثار جنایتو کامل پاک کردم و هلن اومد گفت آخی.گشنته؟گفتم آره آره! و یه قابلمه پر از ماکارانی پروانه ای و ته دیگ سیب زمینی گذاشت توی بغلم.سه نفری نشستیم همونجا و گوین هم میگفت منم گشنمه و منم چون ظالمم گفتم بذار من بخورم اگه چیزی موند میدم بهت.اونم گفت باشه.زور داشته باشید.دلتونم نسوزه.از همین الان توی خونه با آدمای بیشعور دست و پنجه نرم کنن بهتره تا بعدها برن توی خیابون و یکی زارت بزنه با زرنگ بازی دلشونو بشکنه.مقاومتی نکرد و منم سهم ده نفرو خوردم از توی قابلمه و به اندازه یه کف دست مونده بود که گفتم بیا بخور.گرفت و گفتم خاک تو سرت که گذاشتی حقتو بخورم و رفتم از بطری آب ش هم قلپ قلپ آب خوردم و از گوجه سبزایی که میخواست فردا ببره مدرسه هم یه چند تایی کوفت کردم با اینکه گوجه سبز دوست ندارم.هاج و واج مونده بود.میخواستم بفهمه وقتی به یه بیشعور رو میده دیگه فقط با ریدنه که میشه جمعش کرد وگرنه تا آخر عمر ولت نمیکنه و مقتدرانه تو رو له میکنه با بی رحمی....قوانین جنگل.یا به عبارتی قوانین زندگی اجتماعی.
حالا این وسط هلن چیکار کرد؟به گوین که داشت میرفت دستاشو بشوره گفت زندگیم! چرا تا آخرشو نخوردی قربونت برم؟و به من که داشتم میرفتم دراز بکشم با این کمر دردم روی مبل گفت موری اینا رو جمع کن.پوکر فیس دراز کشیدم و خیلی ریلکس گفتم تفاوت را احساس کنید.دقیقا دو تا مکالمه با دو لحن متفاوت و پشت سر هم.یعنی یه طوری که گوین هم خنده ش گرفت حتی.و با همین دو جمله گند زد به تمام آداب ضربه گیری های اجتماعی ایی که من داشتم یاد این بچه میدادم.
چرا همه ی ماکارانی رو نخوردی قربونت برم؟اینا رو جمع کن موری.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :