Morgan le Fay

دوشنبه 28 خرداد 1397 ساعت 23:09

مامان نگاه کرد به من و منم یه قر ریز حاکی از موفقیت رفتم واسش و برگشتم توی اتاقم.

هلن: موری میدونی صدر نشین گروه مرگ شدیم؟
گوین:مامان ، این همون آبی نیست که بابا بزرگ قبل از سلاخی کردن گوسفندا بهشون میداد؟
من: چرا.دقیقا همونه!
هلن: از هر دوتون متنفرم منفی باف های مزخرف.کاش پسر بودین.اه !

خوب تربیتش کردم نه؟دیشب تا پاسی از صبح کلی از این چیزا به خوردش دادم.امروز رفت به مامان گفت وای ....قراره پاره بشیم. :)))
  
واقعیت اینه که من یک درصد به این چیزایی که به گوین یاد میدم اعتقاد ندارم.ینی اصلا فک نکردم که له میشیم وسط بازیا یا چی ولی خورد کردن اعصاب ماماان واقعا حال میده :دی

+ روزی که ایران و مراکش بازی داشتن هلن رفته بود خونه مادربزرگم . دیروز میگفت اشکای مراکشیه رو که دید زد رو سینه ش و به زبون محلی گفت الهی برات بمیرم مادر حالا چیکارت میکنن؟ :)

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :