X
تبلیغات
زولا

Morgan le Fay

چهارشنبه 6 تیر 1397 ساعت 01:20

اون نهنگه، صدای آتیش ، قطار ، موج ، صدای غرق شدن و فرو رفتن توی آب، نفسای اون دختره و قس علی هذا

چیز جدیدی رو به تازگی‌متوجه شدم از خودم‌ که جالبه. اینکه از صدای نفس کشیدن خوشم میاد! و بهم آرامش زیادی میده.امروز وقتی سر جلسه ی امتحان جفت دختری که دماغشو عمل‌کرده بود و دوستاش طردش‌کرده بودن و گفتن صدات رو مخه و من با آرامشِ تمام نشسته بودم و کیف میکردم ، فهمیدم چه حس خوبی داره این صدا...صدای زندگی‌میده.صدای اینکه یه موجودی همیشه هست که باهاته.متاسفم از خودم که از چُنان دماغ آبرو مندانه ای برخوردارم که خودِ نفسام توش گم و گور‌میشه چه برسه به صداش.ولی دریافتم که ما آدما به صدا زنده ایم.به شنیدن یه چیز.یادمه چندین سال پیش،‌ برنامه ی شوک رو نگاه میکردم که داشت از یه زندانی که خیلی وقت بود توی یه زندان انفرادی مونده بود مصاحبه‌میگرفت. زندانیه گفت اونجا فقط یه چیز حالمو خوب‌ میکرد و نمیذاشت دیوونه شم اونم‌ صدای تیک تاک ساعت بود که میفهمیدم باهاش که زمان داره میگذره.همون زنده نگهم داشت.و من توی همه این سالها این حرفش تو ذهنم مونده بود تا به انضمام همچین روزی در بیابم دنیای اصوات چقدر هیجان انگیزناک و پیچیده و جیگره، جیگره!  جیگره!!!  :)

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :