X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

Morgan le Fay

چهارشنبه 13 تیر 1397 ساعت 19:19

وووی گرمه کولرم کو؟...حتی یه پنکه هم باشه ممنون.

مغزم هنوز شکل سابقشو به خودش نگرفته.نمیدونمم چه بلایی به سرم اومده تو گرما.من میخوام فریز شم تا پاییز...پاییزی که بارون داشته باشه.برگ درخت بریزه.هوا بشه کمی سرد.روی زمین پر از برف.ابر سیاه و سفید.رو آسمونو پوشید.دسته دسته کلاغ ها.میرن به سوی باغ ها.


موریِ سوخاری[فامیلی جدیدمه].پنج ساله از تهران

گرمه آقا.خیلی گرمه.به مامان میگم اگه هوا همینجوری رو به سمت بیشتر گرم شدن پیش بره از فردا لخت میرم بیرون.

میگه جووووون !

بله.مادری دارم ، بهتر از برگ درخت..

دو سه روزه مثه روانیا همش حس میکنم یکی صدام میزنه، هر جایی که باشم! ، و تصور کنید منو ، با اون وضع و حالتی که میرم امتحان میدم [بسیار بسیار آشفته و پریشان] ، در حالی که عین بابا اتی همش دارم دور خودم چرخ میخورم و داد میزنم که ها؟هاااااا؟کیهههه؟کیههههههههه؟هو ایز دیییس؟هو ایز دییییییییییییس؟


بگم که دیگه بچه ها گرفتنش حالا ، و هی آروم و جن وار صدام میزنن و خودشونو میزنن به اون راه و به خیالشون خیلی بانمکن؟امروز بلایی به سرشون اوردم که دیگه جرئت نکنن از این غلطا با من در بیارن.

ولی اگه خواستین پیدام کنین ، دختری رو پیدا کنین که از دور تا دور مقنعه ش موهاش زده بیرون عین یال شیر! [اصطلاحی که دقیقا دوستم به کار برد واسم]. و عین خیالش هم‌نیست و در کمال دیوانگی با همون قیافه وحشتناک تردد میکنه.لپاش هم ولو شده و داره ذوب میشه کم کم.از چشماش اشک گرما ! میریزه و در واقع کم مونده بمیره دیگه.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :