X
تبلیغات
زولا

Morgan le Fay

دوشنبه 8 مرداد 1397 ساعت 13:40

گرو کشی!

طریقه ی بزرگ کردن گوین و بچه بازی دراوردن هاش سیاست های جدیدی رو به خونواده آموزش داده.اینطوری که مثلا مامان سه ساله با من سر یه مساله مخالفت داره و یهو میبینمش دم در اتاق در حال عشوه اومدن که چی؟بله، اگه خیلی دوست داری برو پیگیر شو عزیز دلم و این حرفا.و خب منِ ساده هم خوشحال و شاد و خندان میرم و شروع میکنم و شب دوباره مادر قشنگمو مظلوم و لبخند به لب میبینم دم در که ، زنداییت زنگ زد دعوتمون کرد واسه فردا شب و میای دیگه؟اونجاست که میفهمم قضیه ی این موافقتِ یهویی از چه قراره.
ینی من توی جامعه که کم میارم هیچ، خونه و مسائلش هم اضافه شده.این سیاست بازی های کثیفی که فکر میکردم تا رسیدن به در خونه همگی از دم تموم میشن ولی خب متاسفانه خیر...تازه اونجا جنگ واقعی شروع میشه چون نقطه ضعفاتو همه از برن.
لازمه بگم هیچوقت نتونستم درک کنم این حرکات رو و همیشه هم در زندگیم با سر به زمین کوفته شدم؟بله خب.حالا البته جدیدا به طور کاملا شگفتی آوری قلق مامانو پیدا کردم.خدا بخواد البته.و اوضاع یکم تحت کنترله و زندگی بر وفق مراد میگرده تا حدودی.جالبه برام.حس خوبی ندارم و از این فیلم بازی کردنام متنفرم ولی خب تا وقتی دارم به اهدافم میرسم چرا این پروسه رو قطع کنم؟بعد یه نگاه انداختم به خودم و افکاری که تو مغزم میچرخن و فهمیدم دقیقا همینه که وضعمون شده این.منتهی حداقل من به وجدان خودم آگاهم و در همین طریق زجرش رو هم میکشم و از صد در صد شاید سی درصد بهم بچربه.ولی بقیه ی آدما چی؟
نظرات (1)
+ Barbaad [ کانادا ]
دوری دلمو نازک کرده ب من خرده نگیر:))) یو آر آوسم:)))))
سه‌شنبه 9 مرداد 1397 ساعت 23:40
پاسخ:
:)) مظلوم نمایی هم بهت نمیاد آخه!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :