X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

Morgan le Fay

یکشنبه 15 مهر 1397 ساعت 08:32

In a moment

توی شوک وارده از اتفاقِ رخ داده بودم که پست قبل رو نوشتم.الان آروم ترم.بنا بر این مزخرف و بلیه و کمی عصبی بودن اون موقعم باید توجیه شده باشه احتمالا.

ولی هنوزم که بهش فکر میکنم خوشم میاد.اون مدل مردنو.اون به زیبایی هر چه تمام تر بی جون افتادن زیر قطره های آبو.تا به حال خودمو این چنین ناتوان و در عین حال وارسته ندیده بودم.پیدا نکرده بودم.منتظرش بودم.منتظر مرگ.منتظر اون نور سفید.با همون وضعی که بدنیا اومدم.همونجور داشتم میمردم.بی هیچ چیز اضافه.با موهای بلند و پریشونی که روی صورتم و دستم و کف حمام پخش شده بود.چهره ی دست نخورده ی همیشگی.نچرال.همه چیز عالی و با کیفیت بود.همه چیز سفید بود.لحظه ای که افتاده بودم نفسام با حالت خاصی بیرون می اومد و صداشو میشنیدم.زندگی ادامه داشت برای همه.من در لحظه متوقف شده بودم.آب همچنان میبارید روم، مورچه ها راه میرفتن، مامان خواب میدید.بارون میبارید و مردم لذت میبردن.و من....داشتم....میمردم.

توی سفیدی مطلق.بی هیچ چیز اضافه.وقتی که دلم هوای خونه ی بابابزرگ موقع بارون باریدنو میخواست....با خوندن آوازِ گل نسا جونوم...

 

  صندلیه ست.جای آرنجمه.و نمیدونم چطور بگم که جنس پلاستیکی ش عین این صندلی پلاستیکی هایی فکر میکنید نیست.نتیجتا میگم صندلی پلاستیکی هم صندلی پلاستیکی های قدیم.شما فکر کن یه تیکه آهن نیزه مانند فقط میتونست این صندلی رو این شکلی کنه.و ببینید دیگه من چجور با آرنج فرود  اومدم توی همین تیکه.و ببینید همین از دستم در رفتن آرنجم و در نهایت به طرز شگفت انگیزی قرار گرفتنش زیر سرم باعث زنده موندنم شد.میبینی؟یه وقتایی غر میزنی از زخم های کوچیک ولی نمیفهمی همونان که الان زنده نگه ت داشتن.اگه دستتو نذاری جلوی شاهرگ گردنت موقع شمشیر زنی، میمیری.اگه بذاری دستت در نهایت قطع میشه.کدومو ترجیح میدی؟

نظرات (4)
+ jud [ آلمان ]
اوه اوه،ببین کی پیرزن درونش بیدار شده!:))
یکشنبه 15 مهر 1397 ساعت 22:47
پاسخ:
من چیز میزِ درون ندارم.خودم پیرم.ولم کن.بام حرف نزن.روتو اونور کن.خودت گفتی منو نمیخوای.چی میخوای حالا دیگه؟برو پی کارت :))
+ jud [ سوئد ]
استوری لاینت بی مزه و لوس بود!دیسلایک و یک امتیاز منفی!
(ریلی؟مسینگ آپ وید می؟!:))
یکشنبه 15 مهر 1397 ساعت 22:35
پاسخ:
نه واقعا.من خیلی وقته عقب کشیدم از همه چیز :))
نمیدونم چرا دوباره ویرم گرفت به کل کل کردن

تو هم راحت باش.منو ول کن اصلا برو با خوشگلا و بزرگترا ازدواج کن :))
+ jud [ ایران ]
عه!اون لیوانه بود صبح توش شیرکاکائو خوردی،دیشب تو اون گذاشته بودم!الان چطور نیست شده!؟
(داداش ما خودمون زغال فروشیم!)
یکشنبه 15 مهر 1397 ساعت 21:26
پاسخ:
یه چیز بد و حال به هم زنی نوشته بودم و تاییدش هم کردم اتفاقا که خب دیگه دیدم داره از حالت معمول شوخی خارج میشه انگار و تو هم که موی سپیدتو فلک رایگان نداد.
فلذا همینجا بحثو تمام میکنم و اینا :دی
ولی امیدوارم کسایی سر راهت قرار بگیرن البته که این احساستو توی مسیر درستی قرار بدن.نسبت به افراد چند ماه کوچکتر از خودت :))
چون اونقدرا هم پیرزن به نظر نمیای.
+ jud [ ایران ]
حقیقتا نحوه‌ی شکشستنش نادره!:دی
یکشنبه 15 مهر 1397 ساعت 18:22
پاسخ:
شکشستنش؟آره واقعا شکشستن کلا پدیده ی نادریه :دی
این دندون مصنوعیاتو دوباره کجا انداختی عزیز جون؟ (حرفتو پس بگیر وگرنه تا آخر عمر رو اعصابتم:دی)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :